بدون عنوان
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 7:39
مدتي است وقتي در جمع هستم، عجيب احساس تنهايي مي كنم...
ظلمات حيرت
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 7:39
ديگر نمي توانم بيشتر از اين نزديك شوم، ديگر نمي توانم. راه هاي پر پيچ و خم روحم همه به تاريكي ختم شده اند، بي هيچ نشانه اي از روشنايي و نور... "از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت"
رهایی
-
تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 7:39
دیگر هیچکس در من زندگی نمیکند. همه رفتهاند. همیشه از اینکه به درونم سرک بکشم میترسیدم، میترسیدم حتی تو هم نباشی و رفته باشی و الان که فهمیدم هیچوقت نبودهای و من فقط فکر میکردم که هستی، چقدر آرام میگیرم و چقدر زیبا میشود این خلاء بیانتهای درونم...
سفر بر مدار اندوه
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 18:18
مدتي است شبها از خواب مي پرم و غرق يك شگفتي عميق، صورتم را لمس ميكنم، چشمانم را و موهايم را و مي روم به ابعاد ديگري از اين هستي غم انگيز. از خودم فاصله ميگيرم و سياره ي زمين را مي بينم كه بر مدار خورشيد و در ميان بي نهايت سياره و ستاره ي ديگر بي تفاوت به رنج ها و دلواپسي هاي ما در حال چرخش است. به پ...
در ستایش تنهایی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:09
باید خود را از همهی وابستگیهایی که ما را به دیگران پیوند میدهد رها سازیم. باید قدرت تنها زندگی کردن را در خود ایجاد کنیم و به روشی زندگی کنیم که احساس راحتی کنیم. «مونتنی»
زهي خيال باطل
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:08
همه ي ما به نحوي خودمان را مشغول كرده ايم تا فراموش كنيم كه زندگي نميكنيم!
پيامي از عدم
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:08
انهدام و نابودي جزء زيباترين پديدههاي جهان و هستي است. همه چيز با سرعتي آهسته و پيوسته دارد رهسپار عدم ميشود. "جويبار لحظهها جاريست" و مقصدش افتادن به اعماق نيستي. سئوالي كه قرنها ذهن بشر را به خود مشغول كرده اين است: آيا بعد از اين ويراني و فروافتادن، نقش اميدي از حيات ديگري هست؟ حتي اگر خدايي وجود...
صحراي تاتارها
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:08
کتاب صحرای تاتارها را خواندم و سرشار شدم از حسی غریب. لحظه به لحظه ی فرصت های طلایی زندگی ام از مقابل چشمانم گذشت؛ لحظاتی که به خاطر نداشتن شهامت تغییر، چقدرپوچ و بیهوده گذشتند و حاصل این لحظات گریزنده شد: "خاکستر سردی، داستانی حاصلش دردی" ...آیا کسی قبل از اینکه دیر شود شهامت خروج از این قلعه را دا...
تا درخت دوستي كي بر دهد
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:08
خودش بود، مگر مي شود او را با كس ديگري اشتباه بگيرم، مگر مي شود؟ چه لحظه هايي را با هم گذرانديم، چه روزهايي، چه ماه هايي، چه سال هايي. يادم مي آيد آخرين بار سفري داشتيم به سرزمين كودكي ام. ويرانه اي كه فقظ بقاياي باقي مانده گواهي مي داد زماني اينجا زندگي جاري بوده است. به درختي رسيديم، تنها يادگار ب...
دمي با خيام
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:08
آيدين آغداشلو در آخرين نمايشگاه خود مجموعه اي از تابلوهاي نفيس نقاشي اش را در معرض ديد هنرمندان و هنردوستان گذاشت،اين آثار از مجموعه آثار"خاطرات انهدام"به شمار مي آيند كه درون مايه آنها برگرفته شده از محتواي اشعار خيام مي باشد،اينكه چرا در نظام هستي پديده هاي زيبا و بديع به سوي اضمحلال پيش مي روند و...
تبعيدگاه
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 13:08
هر کس در هر کجا به این حقیقت تلخ پی ببرد که زندگی را از او ربوده اند، در حقیقت به آنجا تبعید شده است؛ حتی اگر آنجا زادگاه و وطن او باشد.هر کس در سرزمینی زندگی کند که هیچگونه سنخیتی با آداب و رسوم و فرهنگ مردم آن سرزمین نداشته باشد،در حقیقت به آن سرزمین تبعید شده است.بهشت هم خودش دست کمی از تبعیدگاه ...