اين شعر خيام را دليلي بر باور نداشتن او به دنياي بعد از مرگ ميدانند و از محتواي آن نيز چنين بر مي آيد؛ البته اگر بخواهيم بر اساس محتواي رباعي هاي او به درستي يا نادرستي باورهايش برسيم كاري بس مشكل را برگزيده ايم؛ چرا كه در رباعي هاي ديگر در رابطه با همين موضوع، نظر ديگري دارد:
ما لعبتكانيم و فلك لعبت باز/ از روي حقيقتي نه از روي مجاز
بازي چو همي كنيم بر نطع وجود/ افتيم به صندوق عدم يك يك باز
در محتواي اين رباعي اگر غور كنيم خواهيم ديد كه شاعر آمدن و رفتن ما را هدفمند مي بيند و ميخواهد بگويد حقيقت و هدفي در پي اين آمدن و رفتن نهفته است و معتقد است ما از وجود اين راز در اينجا آگاه نمي شويم.
جلوتر كه برويم ترس شاعر را از پيوستن به عدم و احتمال نبود زندگي جاودان حس مي كنيم:
اي كاش كه جاي آرميدن بودي/ يا اين ره دور را رسيدن بودي
كاش از پي صد هزار سال از دل خاك/ چون سبزه اميد بر دميدن بودي آرزوي زندگي پس از مرگ در اين رباعي از دل شاعر موج ميزند،شاعر نميخواهد به عدم بپيوندد بلكه آرزوي او اين است كه دوباره: گر دست دهد ز مغز گندم ناني/ از مي كدوي ز گوسپندي راني با ماهرخي نشسته در بستاني/ عيشي بود آن نه حد هر سلطاني
خيام حكايت از روح بيقرار و بيتاب آدمي و متزلزل بودن جايگاه او در اين خاكدان دارد.خيام سفر پرتشويش همه ماست به برهوت اين جهان بيكران.خيام سرگرداني همه ماست در اين وادي حيرت.اين شاعر،فيلسوف و رياضيدان به راستي به دنبال چه بود؟و به چه مي انديشيد؟به چه رازي دست يافته بود كه از خردمندان ميخواست در صورت رسيدن به پاسخ اين راز، آن را فاش نكنند!؟
آيا آغداشلو به اين راز دست يافته كه اينچنين او را در خود فرو برده است؟
برچسب: دمی با خیام دانلود,دانلود كتاب دمي با خيام,
نویسنده: سینا حیدری